تازه‌های خبر
سه شنبه، ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ۰۱:۰۱
چاپ

جان شیفته خاطره قومی

علی حاتمی نمونه استثنایی از یک فیلمساز خاص و متفاوت بود که در دوره‌ای از سینمای ایران، درخشید و غروب کرد. سینمای علی حاتمی بی‌آنکه تبدیل به جریانی برای سینمای ملی شود فقط به‌صورت یک جرقه در لحظه درخشید و باقی نماند در حالی که سینمای او می‌توانست سینمای ملی ایران را شکل دهد و جریان ایجاد کند اما حیف که این مهم به خاطر دوره محدود زندگی او، امکان ظهور و بروز نیافت.
جان شیفته خاطره قومی

آیدین آغداشلو
نقاش ، گرافیست و نویسنده
بعد از مرگ او، سینمای ملی مدنظر حاتمی بسیاری از اوقات مورد سوء‌تفاهم قرار گرفت.

دیگران گمان‌شان بر این بود که با گردهم آوردن عوامل و عناصری تاریخی و ملی و سنتی می‌توانند به نوع سینمای ملی او نزدیک شوند در حالی که به اعتقاد من کار علی حاتمی پیچیده‌تر و فراتر از این عناصر ظاهری بود.
علی حاتمی در تعدادی از فیلم‌هایش توانست چیزی را لمس کند که پیش از او و پس از او اینقدر عمیق لمس نشده بود و آن مفهوم «ملی بودن» بود؛ مفهومی که فقط شامل لوازم و وسایل یا نثر پرطمطراق یک دوره نبود بلکه به نوعی همان چیزی بود که «آرکی‌تایپ» یا خاطره قومی ماست. در برخی آثارش مثل «سوته دلان» او توانست این آرکی‌تایپ را لمس کند و آن را ور بکشد؛ یعنی روابط و مفاهیمی که صدها سال در این سرزمین جاری بوده را بر حسب نزدیکی‌اش به دوره‌ای از آرکی تایپ ایرانی – توجهش به دوره قاجاریه به بعد معطوف شد- حفظ کند و به نمایش دربیاورد. او توانست این خاطره بلافاصله را که هنوز محو نشده بود، شکل بدهد و حفظ کند. روابط آدم‌ها، تصوری که از زندگی دارند، نگاه مردم در طول تاریخ 200سال گذشته‌ در بسیاری از کارهای علی حاتمی جا پیدا کرد و به نمایش در آمد بدون اینکه ما بتوانیم هر کدام از عواملی که برای او بسیار مؤثر و دلپذیر بودند را به‌عنوان عامل تعیین‌کننده ذکر کنیم.
سینمای ملی علی حاتمی فقط به خاطر نثر مصنوعی دوره قاجار نبود که تکوین پیدا کرد، فقط به خاطر لباس‌ها و پوشاک و آداب و رسوم نبود، فقط به‌خاطر اشیا و لوازمی که او صمیمانه به آنها عشق می‌ورزید و دفتر کارش یک موزه کوچک عصر قاجاری بود، نبود؛ مجموعه‌ای از این‌ها بود که در شکل‌های ظاهری آن خودش را جست و جو و پیدا می‌کرد. او برای رسیدن به آرکی‌تایپ یا خاطره جمعی باید این عوامل و عناصر را جمع می‌کرد، این بافت‌های داستانی را گردآوری می‌کرد و این اشیاء را در جای واقعی خودشان قرار می‌داد تا این آرکی‌تایپ ادامه پیدا کند؛ آرکی‌تایپی را که داشت محو می‌شد، گم می‌شد و گم هم شده بود باید دوباره وجود می‌بخشید و از هر عاملی برای احیای آن استفاده می‌کرد.
همان‌طور که گفتم علی حاتمی تا حدی به واضح کردن آن نزدیک شد و دسترسی پیدا کرد. آدم‌هایش آدم‌های زنده‌ای بودند که پشت نثر عجیب و غریب خاص خودش - که واقعاً نثر و گفتار قاجاری نبود- پنهان می‌شدند اما در آثار او چیزی که مهم بود اشیاء، معماری و حتی فقط روابط نبود بلکه کلیتی بود که شامل همه این‌ها می‌شد و فقط در ذهن و شعور و جست وجوی بی‌وقفه او بود که ما با این حس شریک می‌شدیم و می‌دیدیم که این آرکی تایپ آرام آرام دارد ظاهر می‌شود و این لمس کردن برای ما ممکن می‌شود.
اگر چه از نوع سینمای او بعدها تقلید شد؛ نوع سینمایی که به گذشته بلافاصله می‌پردازد و آدم‌ها لباس‌های رسمی می‌پوشند و با وقار رفتار می‌کنند... اما تمام این آثار از ظاهرسازی فراتر نرفت و آن حس جست و جو و ستایش برای آرکی‌تایپ در حال زوال تدریجی را پدید نیاورد. علی حاتمی متعلق به روح و باطن بود و از روی تصنع به سراغ سینمای ملی نیامد. با همه ظاهرسازی، سینمای او عمیقاً یک مفهوم ملی دارد و در درون جست‌و‌جو می‌کند، جست و جوی او، جست و جوی از بیرون نیست.
چرا علی حاتمی به این جایگاه رسید؟ برای اینکه در همه وجوه آن کوشید، در روابط انسانی، مکان‌ها، معماری، لوازم و اسباب و... تا این دلبستگی عجیب را به شکلی نمایش دهد. علی حاتمی جان شیفته خاطره قومی بود. و اما اینکه چرا علی حاتمی به جایی که قرار بود برسد، نرسید، یکی از عوامل آن به عمر کوتاهش باز می‌گردد و دیگری سوء‌تفاهمی بود که همه نسبت به سینمای علی حاتمی گرفتارش بودند و من گمان می‌کنم خود او هم بعد از مدتی بخشی از این سوء‌تفاهم را پذیرفت و از همین روست که در برخی از کارهای آخرش نمونه‌هایی از تصنع و ظاهرسازی را می‌بینیم و نمونه‌هایی از اداگرایی را می‌بینیم که آن روح همیشگی را حامل نیست.
  ***
هنر نتیجه قطعی و عاقبت به خیر مطلقی ندارد. به وجود آوردن یک اثر هنری حاصل یک سلسله کوشش‌های پیوسته و ناپیوسته درونی است که ثمر می‌دهد اگر که عمر هنرمند مجالی به اتمام آن بدهد.

  • پربیننده‌ترین‌ها
  • دیگر خبرها
تدبیر


0.1766